در ورای هر بی پولی یک عنیت فردی استرانگ نهفته است حتی
من پول نداشتم. هیچ وقت نداشتم. نه اینکه خـــ ایه نداشته باشم بروم چس مثقال کار کنمها. مسئله خعلی عمیقتر از این حرفهاست. پول نداری من برمیگردد به زمانیکه خواستم عن باشم. یک عن مستقل که به صورت شرافتمندانه با کیف خالی و کــ ون گشاد زندگی را میکند. شما حتی نمیدانید پول گرفتن از یک عدد پدر با یک مقدار کمی خنده چسکی دُخترانه و شوخی و اظهار شفاف وابستگی تام به مقام عالیاش در بنیان خانواده چقـــــــدر آسان است. اما عن که باشید و کــ ونتان را بچرخانید و بگویید من خودم میتوانم و غیره، پدر، همان بنیان خانواده، همان پول ده ستیسفاید نشده، چنان شما را به تخـــ مش حواله میدهد که باید بدهیدُ امرار معاش کنید. باید مسیرهای زیادی را پیاده به خانه بیایید تا پولهای تاکسی هی روی هم ذخیره شوند برای روز مبادا. باید هر 25 تُومنی را که توی کمد میبینید بردارید چون پول است. باید 100 تُومنیهای پاره را با دقت چسب بزنید و بوسشان کنیدُ بگویید خدا بدهد برکت حتی. باید چیپسُ ماست موسیرهای پشت ویترین را ببینید و با غرور لبخند بزنید در پیاده رو و بروید با دلی داغدار، (میس پرسو)