ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های در ژانویه 10, 2012 توسط daaakhoo

daaakhoo
دیدگاه شما در انتظار بررسی است.
دی ۲۰, ۱۳۹۰ در t ۱۲:۳۵
سعیدی سیرجانی غریبانه و در اسارت مرد
دیشب مقدمهء کتاب وقایع اتفاقیه به قلم علی اکبر سعیدی سیرجانی را با چشمی اشکبار تمام کردم . سعیدی سیرجانی رفت ، سعید اسلامی رفت ، و بندهء حقیر و دکتر مهدی خزعلی و دیگران هم دیر یا زود خواهیم رفت اما راستی و درستی برای همیشه می ماند . به تعبیر ما عربها ، دنیا دار فنا و یار بی وفاست ، و آنچه که باقی می ماند فقط حق
درود ابرمرد سعیدی سیرجانی عریبانه نمرد !!!او شجاعانه و اگاهانه سرنوشت خویش را رقم زد؟!
یا بهتر است بقول شاملو استناد کنم که:سرنوشت او را بتی رقم زد که شماها میپرستیدید!
بتی که دیگرانش میپرستیدند!!(تمنا دارم نام ابر مرد سعیدی سیرجانی را با نام یک جنایتکار مزدور مترادف نکنید؟!ابر مرد کجا و نا انسانی مثل سعید جان اقای خامنه ایی کجا؟!!)
اقای عبداللطیف ابن احمد ابن محمد ابن الحسین ابن الفلانی ابن الفلان؟!!!! پوزش میخواهم اما با اشاره به شجره نامه خودتان که اشاره فرمودید که اجداد شما دین شیعه را به ایران اوردند (شیعه=تقیه=دروغ و ریا و خدعه) لطفا نگوید که خدای ناکرده من به شیعه توهین کردم؟!زبانم لال !!من استناد به خود مذهب حقه اثنی عشری کردم!لازم نیست برای شما بگویم که شما به همه علوم واقفید؟!فقط در شگفتم شخصی با این علم شما چرا شکسته نفسی فرمودید و ادعای مهدویت نکردید؟؟!!!یاللعجب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وبسایت روزنامه نگار آزاد(فقط شرافتمندانه بیایید این واژه ازاد را از جلوی نامتان بردارید) که اقلا شاید کمتر نزد نفس خویش منفعل باشید!
ای انسان ای انسان ای اشرف مخلوقات تو که در کمتر از چند ساعت نزد انسانی دیگر سر افکنده و خجل شدی ؟!چگونه با خدایت ملاقات خواهی کرد؟؟؟؟؟!
اهان شاید اصلا اعتقادی نداری و پول و مقام شما را فریفته کرده است؟!
اما امان از روز داوری فرزندانتان ؟!حتما فرزند دارید مانند ندا و سهراب ووووو انها هم مادر و پدر داشتند که شماها با سرب داغ و باطوم فرقشان را شکافتید!!
من بیشتر از حسین برای این جوانان معصوم میگریم ؟انان که حتی اجازه عزاداری را از دوستان و خانواده شان دریغ کردند!!
اما شعار جالبی مردم دارند:بن علی.مبارک.نوبت سید علی!!!!
وقتی در ایینه نگاه میکنید چگونه سیمایی را میبینید؟!سیمای یک خبیث؟! سیمای یک مزدور؟!سیمای یک فریب خورده؟!
شما را بجان عزیزترین موجودی که دارید سوگند میدهم همین الان بر خیزید و نگاهی در ایینه بیندازید تا جواب را بدست اورید ؟!شاید که شما هم بمانند امثال دکتر خزعلی(نوریزاد) به مردی قهرمان تبدیل شوید؟!قهرمان یک ملت شدن کار ساده ایی نیست اما شما میتوانید اگر با این دانش به اغوش ملت بازگردید؟!
پوزش میخواهم ای انسان که من روده درازی میکنم؟!
خرد چراغ راهتان باد.
بدرود.
================================
متن فوق را در خواب شخصی بنام عبداللطیف عبادی گذاشتم که مدعی میباشد روزنامه نگار ازاد میباشد؟!
اما هر چه ناسزا بوده نثار دکتر مهدی خزعلی نموده و ایشان را همدست سعید امامی معرفی کرده است ؟!!!
مدتها بود که این وبلاگ را رها کرده بودم اما از دیروز هر چی کامنت برای ایشان گذاشته ام پاسخی نداده است و مجبور شدم در اینجا بنویسم ؟!
قضاوت با شما عزیزان؟!
خرد جراغ راهتان باد.
بدرود.

ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های در ژانویه 24, 2011 توسط daaakhoo

من فکر میکنم اگر در این دنیا ادمایی هستند که مقوله ایی با اسم دین داشته باشند بهتر نیست سردمداران ادیان در یک مجمع همراه با کتابشان جمع شده و بهترین مطالب را انتخاب کرده و بقیه را دور بریزند و یک دین جدید با دستورات نوین و بروز درست کرده و تحویل دین مداران کنند!ایا این بهتر نیست تا بخود بمب ببندند و جمغی را بنام خدا و دین قتل عام کنند؟!بامید انروز!پاینده ازادی و ازادیخواهان.
نویسنده داود جلالی جم.

آدم حالش خوب نیست خیلی وقتها!!

ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های , در ژانویه 19, 2011 توسط daaakhoo

آدمی موجودی است که حالش خوب نیست خیلی وقتها.
خیلی هم بد است حتی خیلی وقتها.
آدم یک موجودی است که می‏نشیند پای تلویزیونش و به سوراخ قرمز ناجور پشت میمونها زرت زرت می‏خندد امروز
و فردا یکهو حس می‏کند که به اندازه همان میمون هم انگار حالش خوب نیست خیلی وقتها
و نمی‏تواند موز بخورد
یا با ناخونهایش خودش را بخاراندُ کیف کند
یا بدن یک آدم دیگر را لیس بزند جلوی همه و به تــ خـ مـــ ش نباشد.
آدم یک موجودی است که روی این موج سینوسی حالش، هی به ماکسیمم مینیمم پرتاب می‏شود
و هی تهوع می‏گیرد
و هی زجر می‏کشد از نگاه کردن به میمونهایی که روی محور ایکسها زندگی می‏کنند
آرام
راحت
لیس زنان
با سوراخهای بزرگ قرمز…
آدم یک موجودی است که حالش خوب نیست خیلی وقتها.

(میس پرسو)

آدم حالش خوب نیست خیلی وقتها!!

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 19, 2011 توسط daaakhoo

آدمی موجودی است که حالش خوب نیست خیلی وقتها.
خیلی هم بد است حتی خیلی وقتها.
آدم یک موجودی است که می‏نشیند پای تلویزیونش و به سوراخ قرمز ناجور پشت میمونها زرت زرت می‏خندد امروز
و فردا یکهو حس می‏کند که به اندازه همان میمون هم انگار حالش خوب نیست خیلی وقتها
و نمی‏تواند موز بخورد
یا با ناخونهایش خودش را بخاراندُ کیف کند
یا بدن یک آدم دیگر را لیس بزند جلوی همه و به تــ خـ مـــ ش نباشد.
آدم یک موجودی است که روی این موج سینوسی حالش، هی به ماکسیمم مینیمم پرتاب می‏شود
و هی تهوع می‏گیرد
و هی زجر می‏کشد از نگاه کردن به میمونهایی که روی محور ایکسها زندگی می‏کنند
آرام
راحت
لیس زنان
با سوراخهای بزرگ قرمز…
آدم یک موجودی است که حالش خوب نیست خیلی وقتها.

من سوسکها را نمیکشم؟!چون با سنگسار مخالفم!

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 19, 2011 توسط daaakhoo

من خیلی راحت سوسک میکشم. درواقع سوسک که می‏بینم یکجور احساس لذت کشتن همه بدنم را می‏گیرد. هر سوسک برایم یک آپورچینیتی است، شبیه یک وظیفه که جامعه جهانی روی دوشهای من میگذارد یکهو. سوسک که می‏آید توی حیاط خوب براندازش می‏کنم تا بفهمم از چه نوعی است. نر است ماده است. قهوه‏ایش چه تونالیته‏ای دارد. شاخکش چقدر بلند است. و بعد با همین نفت، همین نفتی که سر سفره همه‏مان هست، مثل یک شکارچی کارکشته می‏کشمش. سوسکها با نفت زود می‏میرند. اگر نظر مرا بپرسید نفت فقط به درد کشتن سوسکها می‏خورد. ما توی خانه‏مان نفت داریم برای کشتن سوسکها حتی. بعد اگر سوسکی را توی خیابان یا هر جای دیگری که نفت نباشد ببینم، دلم می‏خواهد بر دارمش و به خانه بیاورمش و با نفت بکشمش. به نظر من باید از آدمهایی که با پا و دمپایی و اینها سوسک می‏کشند ترسید. اصلا آدمها را باید از همین شیوه‏های برخوردشان با سوسکهای قهوه‏ای شاخک دراز شناخت. من مارمولکها را دوست دارم. چون باهوشند، پاهایشان پیداست، و می‏شود توی چشمهایشان زل زد. مارمولکها حتی با نفت هم نمی‏میرند. و این یعنی مارمولکها را اصلا نباید کشت. باید با مارمولکها صحبت کرد و برایشان توضیح داد که اگر وارد خانه نشوند بهتر است در کل. اما سوسکهای قهوه‏ای شاخک دراز زبان آدمیزاد را نمی‏فهمند. چشم هم ندارند که با آی کانتکت بشود مساله را حل و فصل کرد. سوسکها را باید با نفت کشت. با نفت، و آرام. له شدن هیچ جانداری خوشایند نیست. چون بعدش باید هی با آب و جارو جایش را بشورید، و هی شبها خوابش را ببینید. بعد عادت میکنید. بعد همین شما بزرگ که شدید، می‏شوید از طرفداران سرسخت سنگسار. و خب این اصلا خوب نیست.(میس پرسو)

در ورای هر بی پولی یک عنیت فردی استرانگ نهفته است حتی

ارسال‌شده در Uncategorized در ژانویه 19, 2011 توسط daaakhoo

من پول نداشتم. هیچ وقت نداشتم. نه اینکه خـــ ایه نداشته باشم بروم چس مثقال کار کنم‏ها. مسئله خعلی عمیق‏تر از این حرفهاست. پول نداری من برمی‏گردد به زمانیکه خواستم عن باشم. یک عن مستقل که به صورت شرافتمندانه با کیف خالی و کــ ون گشاد زندگی را می‏کند. شما حتی نمیدانید پول گرفتن از یک عدد پدر با یک مقدار کمی خنده چسکی دُخترانه و شوخی و اظهار شفاف وابستگی تام به مقام عالی‏اش در بنیان خانواده چقـــــــدر آسان است. اما عن که باشید و کــ ونتان را بچرخانید و بگویید من خودم می‏توانم و غیره، پدر، همان بنیان خانواده، همان پول ده ستیسفاید نشده، چنان شما را به تخـــ مش حواله میدهد که باید بدهیدُ امرار معاش کنید. باید مسیرهای زیادی را پیاده به خانه بیایید تا پولهای تاکسی هی روی هم ذخیره شوند برای روز مبادا. باید هر 25 تُومنی را که توی کمد می‏بینید بردارید چون پول است. باید 100 تُومنی‏های پاره را با دقت چسب بزنید و بوسشان کنیدُ بگویید خدا بدهد برکت حتی. باید چیپسُ ماست موسیرهای پشت ویترین را ببینید و با غرور لبخند بزنید در پیاده رو و بروید با دلی داغدار، (میس پرسو)

خانواده من و شما!من خوشبختم یا شما ؟!!

ارسال‌شده در Uncategorized با برچسب‌های در نوامبر 30, 2010 توسط daaakhoo

12ل و یا بیشتر است که زن و فرزندانم را ندیده ام و فقط گاهی صدایشان را از7000 کیلومتر انطرفتر شنیده ام…و از فامیل هم چه بگویم که گاهی احساس میکنم بیکس و کارم و در این کره خاکی تنها هستم؟!!بخدا هم که اعتقاد ندارم که شاید مونس تنهائیم میشد.اگر ایزابل و نینو و تنی چند نبودند چه باید میکردم ؟؟!!در مجموع شکوه عزیزم که  بعد از سالها مدتیست که در  چت   قربون صدقه ام میرود و من هم که عاشق این چند خواهر زاده ام هستم و دختر بزرگم هما نیز مدتیست مهربانتر و خوش اخلاق تر شده است من نمیدانم  چرا فقط من باید به انها(خواهر و برادر را میگویم) تلفن کنم؟!خواهر زاده ایی که در منزلی سکونت دارد که زمینش را من به او بخشیدم حتی یکبار هم به من زنگ نزده است؟؟؟!دو بار خود کشی کردم که ایزابل نجاتم داد…نمیدانم چرا انسانها اینقدر بی تفاوت شدند؟؟!!

اکنون فقط عشق خانواده زنده نگهم داشته..

اگر سالهای اول که پول زیادی در دستم بود هما ارتباطش را قطع نمیکرد الان هیچ مشکلی  نداشتیم!!ولی افسوس با نامهربانیها من را نسبت به زندگی دلسرد کردند

پول زیادی در سارایوو _(بوسنی و هرز گوین)بدست اوردم که همه را خرج کردم.

هر شب کلی پول کوکائین میدادم کوکائینی که 1گرم ان 50یورو میباشد انهم یک گرم نمیدهند.2سضل تمام هر شب تا 10 و حتی 12بسته هم کشیدیم تا اینکه خسته و بی پول شدم.

اکنون ارزو دارم بتوانم باز هم کار کنم و پول بدست بیاورم تا بتوانم تمام خواستهای فرزندانم را تامین کنم زیرا اکنون هما مهربان شده و خوش اخلاق ایکاش این تغییر زودتر رخ داده بود.

من کمی از واقعیات را گفتم و نه همه را .

اکنون ببینید ایا از من خوشبختتر نیستید؟!!

خانواده من و خانواده شما!!!من خوشبختم ؟؟!یا شما؟!خصوصا میس پرسو!

ارسال‌شده در Uncategorized در نوامبر 30, 2010 توسط daaakhoo

12سا ل و یا بیشتر است که زن و فرزندانم را ندیده ام و فقط گاهی صدایشان را از7000 کیلومتر انطرفتر شنیده ام…و از فامیل هم چه بگویم که گاهی احساس میکنم بیکس و کارم و در این کره خاکی تنها هستم؟!!بخدا هم که اعتقاد ندارم که شاید مونس تنهائیم میشد.اگر ایزابل و نینو و تنی چند نبودند چه باید میکردم ؟؟!!در مجموع شکوه عزیزم که  بعد از سالها مدتیست که در  چت   قربون صدقه ام میرود و من هم که عاشق این چند خواهر زاده ام هستم و دختر بزرگم هما نیز مدتیست مهربانتر و خوش اخلاق تر شده است من نمیدانم  چرا فقط من باید به انها(خواهر و برادر را میگویم) تلفن کنم؟!خواهر زاده ایی که در منزلی سکونت دارد که زمینش را من به او بخشیدم حتی یکبار هم به من زنگ نزده است؟؟؟!دو بار خود کشی کردم که ایزابل نجاتم داد…نمیدانم چرا انسانها اینقدر بی تفاوت شدند؟؟!!

اکنون فقط عشق خانواده زنده نگهم داشته..

اگر سالهای اول که پول زیادی در دستم بود هما ارتباطش را قطع نمیکرد الان هیچ مشکلی  نداشتیم!!ولی افسوس با نامهربانیها من را نسبت به زندگی دلسرد کردند

پول زیادی در سارایوو _(بوسنی و هرز گوین)بدست اوردم که همه را خرج کردم.

هر شب کلی پول کوکائین میدادم کوکائینی که 1گرم ان 50یورو میباشد انهم یک گرم نمیدهند.2سضل تمام هر شب تا 10 و حتی 12بسته هم کشیدیم تا اینکه خسته و بی پول شدم.

اکنون ارزو دارم بتوانم باز هم کار کنم و پول بدست بیاورم تا بتوانم تمام خواستهای فرزندانم را تامین کنم زیرا اکنون هما مهربان شده و خوش اخلاق ایکاش این تغییر زودتر رخ داده بود.

من کمی از واقعیات را گفتم و نه همه را .

اکنون ببینید ایا از من خوشبختتر نیستید؟!!

سوالی که قریب یک سال منتظرش بودم؟!دخو یعنی چه؟!

ارسال‌شده در Uncategorized در نوامبر 29, 2010 توسط daaakhoo

درود بر شما گرامی

خوشحالم که بالاخره یک نفر پیدا شد که این سوال را بپرسد.سوالی که موجب دلسردی من شد و وب را رها کردم.
امید که چند مطلبی را که گذاشتم مطالعه کرده باشید.
و اما دخو را اولین بار استاد دهخدا بکار برد و مقالاتی را مینوشت با نام (چرند و پرند)وبا امضای دخو.
خود استاد میگوید بمعنی کدخدا هست در روستاهای شمال کشور.
(البته در قدیم متداول بوده )متاسفانه دنبال فایل صوتی را نگرفتم که بتوانم ان داستان طنز زیبای استاد دهخدا را نقل کنم.
البته داستان بسیار زیبائی هم در این مورد نقل میکند که اگر مابل به شنیدن بودید برایتان نقل میکنم زیرا که در گفتار بسیار زیباست و نوشتن نه چندان.

ارسال‌شده در Uncategorized در مه 29, 2010 توسط daaakhoo

HOME
گالری عکس گیشا ایرانی عکس عاشقانه بازیگران
درباره
درباره
درباره

این یک نمونه از برگه‌ی وردپرس است،می‌توانید‌ این‌جا اطلاعاتی از خودتان یا وبلاگ‌تان بنویسید شما می‌توانید به هر مقداری که می‌خواهید برگه‌ها یی مانند ‌این یا زیربرگه‌ درست کنید و ‌همه‌ی محتوای خود را در وردپرس مدیریت کنید.
4 Comments Add your own

1. simin | 24/02/2010 at 8:26 ق.ظ.

simin009@gmail.com
2. simin | 24/02/2010 at 8:26 ق.ظ.

در مورد رژيم غذايي
3. Hamid | 06/03/2010 at 2:02 ب.ظ.

Salam.azizam modele pirahan va t shirt pesarane 2010 bezar
kheili 2nbaleshunam
mersi azizam
bye
4. ارش | 29/05/2010 at 2:20 ب.ظ.

درود عزیز من یک مرد ایرانیم 50ساله اما انرزی و نشاط یک 25ساله رو دارم ..بسیار شاد و سر زنده و مودب هستم..راستش عاشق ادب و نزاکت هستم و سرتا پا شور و احساس و نشاط هستم ..در بلژیک زندگی میکنم و تابعییت اینجا رو دارم..کوتاه اینکه دنبال خانمی مهربون و خوش اخلاق هستم که پول نخواد..نه اینکه خسیس باشم..دست و دلبازم حسابی..اما ندارم.بهر روی خانمهای زیادی هستند که از خداشونه بیان اینجا و خرجمم میدن*اما مهربون نیستند و یا خوش اخلاق..از دروغ و کلک بیزارم ..اما همه چیز رو دوست دارم.
ادرس من که نگید کلکم و چخان.marialand bus:0002c
9000gent.
belgium.
fax tel:+32 09 33 55 473.
GSM(mobile)+32 0486 22 85 05.البته قطعا مید.نید که صفر رو از راه دور نباید گرفت هانی؟
اوه ساری می نیم ایز علی نادرنژاد(بات می چویس نیم> ایز ارش )
راستی الان که اومدم سند کنم دیدم شما تو وردپرس هستید..یادم اومد که منم اونجا وبی داشتم ببینید پلیز اوف الستوبلیفت

http://daaakhoo.wordpress.com/

shayad behter beshnasied mano!!albateh man aslan nmedonam shoma key hastied!!agr khanom ghabel etmadi ro sorag dashtied please morafi konied?!!san v sal baram mohem nest!!ensaniyat mohemeh khanom mohtram!bedrood nazanien ensan.
Leave a Comment

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.